اختلالات کف لگن و مولفه های فردی-اجتماعی آن در زنان سنین باروری مراجعه کننده به مراکز سلامت شهر تبریز

Pelvic floor disorders and its socio-demographic determinants in women of reproductive age referring to health centers in Tabriz


چاپ صفحه
پژوهان
صفحه نخست سامانه
مجری و همکاران
مجری و همکاران
اطلاعات تفضیلی
اطلاعات تفضیلی
دانلود
دانلود
دانشگاه علوم پزشکی تبریز
دانشگاه علوم پزشکی تبریز

مجریان: مژگان میرغفوروند

خلاصه روش اجرا: پژوهش حاضر از نوع مقطعی توصیفی -تحلیلی می‌باشد که در آن فراوانی اختلالات کف لگن و مولفه های فردی-اجتماعی مرتبط با آن در زنان سنین باروری (49-15 سال) غیرباردار مراجعه کننده به مراکز سلامت شهر تهران مورد بررسی قرار خواهد گرفت. پس از تصویب طرح و تایید علمی پرسشنامه‌ها طرح تحقیقاتی، مجوز لازم از کمیته اخلاق معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران اخذ خواهد شد. جامعه هدف این طرح کلیه زنان سنین باروری (49-15 سال) غیر باردار مراجعه کننده به مراکز سلامت شهر تهران (مراکز تحت-پوشش دانشگاه علوم پزشکی ایران) در زمان اجرای طرح خواهد بود. نمونه¬گیری به روش خوشه¬ای خواهد بود، نخست یک¬چهارم مراکز به روش تصادفی و با استفاده از وب¬سایت www.random.org انتخاب خواهدشد، سپس پژوهشگر به مراکز منتخب مراجعه خواهدکرد و لیست زنان سنین باروری غیرباردار را به همراه شماره تلفن آنها از سامانه سیب استخراج خواهدکرد، سپس زنان را به طور تصادفی نسبتی از لیست تهیه شده انتخاب خواهد کرد. با زنان منتخب تماس تلفنی برقرار خواهد کرد و در طی همان تماس تلفنی، زنان را از نظر معیارهای ورود و خروج بررسی خواهد کرد و در صورتی¬که حائز شرایط ورود به پژوهش باشند، اطلاعاتی در مورد پژوهش، چگونگی انجام و محرمانه بودن اطلاعات در اختیارشان قرار داده و شرکت در مطالعه به آنان پیشنهاد می¬شود. در صورت موافقت، درخواست خواهدشد که در زمان معینی در مرکز سلامت حضور داشته باشد. در مراجعه حضوری، رضایت آگاهانه شرکت در پژوهش از شرکت¬کننده گرفته خواهدشد. از افراد درمورد انجام آزمایش آنالیز ادرار U/A (Urine analysis) در 3 روز قبل پرسش خواهدشد. افرادی که این آزمایش را در 3 روز قبل نداشته باشند، از آن‌ها U/A گرفته می‌شود. افرادی که آزمایش داشتند، نتایج آزمایش آن‌ها بررسی می‌شود در صورتی که (White Blood Cell) WBC گزارش شده در آزمایش، بیشتر از عدد 3 بود، فرد از مطالعه خارج می‌شود. اطلاعات از طریق تکمیل پرسشنامه توسط افراد گردآوری خواهدشد. در صورتی که شرکت کننده‌ای توانایی تکمیل پرسشنامه را نداشت (بی‌سواد یا سطح تحصیلات پایین) پرسشنامه توسط محقق برای فرد خوانده و تکمیل خواهدشد. ابزار گردآوری داده‌ها در این مطالعه پرسشنامه مشخصات پایه و دموگرافیک، پرسشنامه دیسترس کف لگن PDFI-20 (Pelvic Floor Distress Inventory‐20)، پرسشنامه استرالیایی کف لگن (Australian Pelvic Floor Questionnaire) APFQ می‌باشد. بعد از کسب اجازه، جهت ترجمه پرسشنامه‌ها از انگلیسی به فارسی، فرم انگلیسی آن توسط دو مترجم مسلط به زبان انگلیسی که 1) زبان مادر آنها فارسی باشد و 2) با مفهوم اختلالات کف لگن آشنا باشند، به صورت جدا از هم ترجمه خواهد شد. سپس دو مترجم با یکدیگر در مورد ترجمه‌شان بحث خواهند کرد تا یک نسخه مورد توافق ارائه کنند. سپس این نسخه به یک مترجم انگلیسی زبان مسلط به زبان فارسی داده می‌شود تا این نسخه فارسی را به انگلیسی ترجمه کند و در نهایت دو نسخه Forward – Backward و نسخه Original مقایسه خواهند شد، در صورت عدم تطابق یا تفاوت زیاد بین این دو نسخه، به نسخه فارسی رجوع می‌شود تا اصلاحات لازم انجام شود. سپس پرسشنامه‌های اصلاح شده در اختیار 30 زن که حائز شرایط پژوهش، قرار داده می‌شود و از آنها درخواست می‌شود تا نظرات خود را درباره محتوا، وضوح و سادگی سوالات پرسشنامه به شکل کمی و کیفی بیان کنند. به منظور تعیین روایی محتوا از نظرات متخصصان (10نفر) با دانش و تجربه در زمینه اختلالات کف لگن و طراحی ابزار استفاده می‌شود. برای تعیین روایی محتوا، از دو روش کیفی و کمی استفاده می‌شود. در بررسی کیفی محتوا، پژوهشگر از متخصصان درخواست می‌کند تا پس از بررسی کیفی ابزار بر اساس معیارهای رعایت دستور زبان، استفاده از کلمات مناسب، قرارگیری آیتم‌ها در جای مناسب خود و امتیازدهی مناسب، بازخورد لازم را ارائه دهند که بر اساس آن اصلاح خواهند شد. برای بررسی روایی محتوا به شکل کمی، از دو ضریب نسبت روایی محتواContent Validity Ratio (CVR) و شاخص روایی محتواContent Validity Index (CVI) استفاده می‌شود. برای تعیینCVR ، از متخصصان درخواست می‌شود تا هر آیتم را بر اساس طیف چهار قسمتی (غیرمفید، غیر ضروری، مفید و ضروری) بررسی نماید. سپس پاسخ‌ها بر اساس فرمول مقابل محاسبه می‌گردد: CVR = (n_E- N/2)/(N/2) که در آن 〖 n〗_Eتعداد افراد خبره‌ای است که به گزینه ضروری پاسخ داده‌اند و N تعداد کل افراد خبره می‌باشد. در صورتی که مقدار CVR محاسبه شده از فرمول مطابق با جدول Lawshe کمتر از 62/0 باشد(39) ، ضرورت آن آیتم مورد تایید نیست و آن آیتم کاندیدای حذف خواهد بود. برای بررسی CVI، سه معیار سادگی، اختصاصی (مرتبط) بودن و وضوح به صورت مجزا در یک طیف لیکرتی چهار قسمتی برای هر یک از آیتم‌ها توسط پانل خبرگان مورد بررسی قرار می‌گیرد. برای مثال 1: غیر مرتبط، 2: تا حدودی مرتبط، 3: مرتبط، 4: کاملا مرتبط. بدین منظور امتیاز CVI به وسیله تجمیع امتیازات موافق برای هر آیتم که رتبه 3 و 4 (بالاترین) کسب کرده‌اند بر تعداد کل متخصصان محاسبه خواهد شد. پذیرش آیتم‌ها بر اساس نمره CVI بالاتر از 79/0 خواهد بود. برای روایی صوری از دو روش کیفی و کمی استفاده می‌شود. در تعیین کیفی روایی صوری، موارد سطح دشواری (Difficulty)، میزان عدم تناسب (Irrevalancy) و ابهام (Ambiguous) مورد بررسی قرار گرفته و اصلاح می‌شود. در گام بعدی برای تعیین اهمیت هر یک از آیتم‌ها، از روش کمی تاثیر آیتم(Item Impact Method) استفاده خواهد شد (40). در مطالعه حاضر پرسشنامه‌ها با طیف لیکرت چهار قسمتی شامل هرگز، گاهی اوقات، غالبا و تقریبا همیشه به ترتیب امتیازهای 1، 2 و 3 و 4 در نظر گرفته می‌شود، سپس پژوهشگر امتیاز تاثیر هر یک از آیتم‌ها را با توجه به پاسخ‌های انتخاب شده توسط مادران، بر اساس فرمول زیر به طور جداگانه محاسبه می‌نماید: Impact Score = Frequency (%) × Importance Impact Score با امتیاز بالای 5/1 مورد تایید است. (Frequency: درصد زنانی که به یک لیکرت خاص در آیتم مورد نظر پاسخ داده‌اند و Importance: شماره لیکرت انتخاب شده توسط مادران می‌باشد.) برای تعیین روایی سازه از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی استفاده خواهدشد. جهت تعیین پایایی پرسشنامه‌ها، از ثبات بازآزمایی (Test-Retest Reliability) و همسانی درونی (Internal consistency) استفاده خواهد شد. برای تعیین ثبات بازآزمایی (Test-Retest Reliability) در فاصله زمانی دو هفته (فاصله زمانی بین دو آزمون باید تا حدی باشد که از طرفی فراموشی سوال‌های پرسشنامه اتفاق بیفتد و از طرف دیگر تغییر در پدیده موردنظر رخ ندهد، این فاصله زمانی را دو هفته الی یک ماه بیان می‌کنند.)، پرسشنامه توسط 30 نفر از زنانی که به صورت تصادفی انتخاب شده‌اند، پر می‌شود و شاخص همبستگی درون رده‌ای Intraclass Correlation Coefficient (ICC) و فاصله اطمینان آن بین نمرات به دست آمده از دو بار پاسخ دهی پرسشنامه‌ها، برای هر عامل و کل پرسشنامه‌ها محاسبه می‌شود. به منظور تعیین همسانی درونی (Internal consistency) از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (Cronbach Coefficient alpha) برای هر عامل و کل ابزار استفاده می‌شود. که هدف از آن بررسی میزان همبستگی میان متغییرهایی است که سازه یا مقیاس مورد نظر را می‌سازند. در مطالعه حاضر مقدار الفا باید بزرگتر از 7/0 باشد تا پایایی مناسب بدست آید.

اطلاعات کلی طرح
hide/show

مرحله جاری طرح خاتمه قرارداد و اجرا
کد طرح 69073
عنوان فارسی طرح اختلالات کف لگن و مولفه های فردی-اجتماعی آن در زنان سنین باروری مراجعه کننده به مراکز سلامت شهر تبریز
عنوان لاتین طرح Pelvic floor disorders and its socio-demographic determinants in women of reproductive age referring to health centers in Tabriz
نوع طرح گرنت پژوهشی
اولویت طرح ارزیابی عوامل خطر در بیماری‌های اولویت‌دار (اعتیاد، تغذیه، آلودگی هوا و محیط زیست)
نوع مطالعه بررسی مقطعی ( Cross Sectional)
تحقیق در نظام سلامت بلی
آیا طرح پایان‌نامه دانشجویی است؟ خير
مقطع پایان نامه
مدت اجرا - ماه 12
نوآوری و ضرورت انجام تحقیق یکی از شایع‌ترین مشکلات مرتبط با مراقبت‌های سلامتی زنان که توجه به آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است، اختلالات کف لگن است(1). هرگونه آسیب به عضلات کف لگن و فاسیای لگنی منجر به اختلالات کف لگن خواهدشد (2)، که دربرگیرنده طیف وسیعی از اختلال عملکرد مثانه و کولورکتال، پرولاپس اعضای لگن و اختلال عملکرد جنسی می‌باشد (3). این اختلالات با نشانه¬ ‌هایی از قبیل عدم توانایی فرد در کنترل عملکرد مثانه (نشت ادرار) (4)، مدفوع (مدفوع شل یا سفت) (5)، وجود برآمدگی و سنگینی دراثر افتادگی دیواره‌های واژن (6) و عدم رضایت از رابطه جنسی همراه است (7). اکثر مطالعات انجام شده در ایالات متحده آمریکا، شیوع اختلالات کف لگن را حدود 25% (از هر چهار زن یک زن) برآوردکرده‌اند (8, 9)؛ طی مطالعه‌ای درسال 2012 در ایران این میزان در زنان با طیف سنی 40 تا 55 سال، 42% گزارش شده‌است (10). بیشترین میزان بروز اختلالات کف لگن در سنین باروری زنان به ویژه در اواخر بارداری و پس از زایمان است که با افزایش سن این روند صعودی می‌شود (11)، به طوریکه بیش از 50% زنان بالای 80 سال، علائم مرتبط با اختلالات کف لگن از جمله بی‌اختیاری ادرار، بی اختیاری مدفوع و پرولاپس اعضای لگن را به تنهایی یا باهم تجربه می‌کنند(12). اختلالات کف لگن از دسته‌ی اختلالات چند عاملی است(13). طبق بررسی‌های انجام شده، عواملی هم‌چون پاریته، نوع زایمان، شاخص توده بدنی و سن در بروز این اختلالات موثر هستند (1). پدیده بارداری و زایمان، مهم‌ترین عاملی است که به سبب تغییرات فیزیولوژیک و هورمونی، منجر به تضعیف عضلات کف لگن می‌شود(14, 15). میزان بروز اختلالات کف لگن به دلیل رخداد عواملی مانند زایمان واژینال ابزاری، پارگی‌های پرینه، اپی‌زیاتومی، طولانی شدن مرحله دوم زایمان و وزن زیاد هنگام تولد نوزاد در زایمان واژینال بیشتر از زایمان سزارین گزارش شده‌است (16). هم چنین هرچه درجه پارگی‌های پرینه بالاتر رود، شیوع اختلالات کف لگن (بخصوص اختلالات کولورکتال) در دوره پس از زایمان افزایش می‌یابد (17). بیشترین میزان اختلالات کف لگن گزارش شده متعاقب زایمان واژینال، مربوط به بی-اختیاری ادرار (28%) و پرولاپس اعضای لگن (14%) است (16). با این حال هیچ شواهدی مبنی بر فواید انجام زایمان سزارین جهت حفاظت از عضلات کف لگن به منظور پیشگیری از رخداد اختلالات کف لگن در آینده وجود ندارد (18). اختلالات کف لگن بر کیفیت زندگی و پنداره زنان از بدن خود اثر منفی می‌گذارد (19, 20)، بطوریکه نه تنها جنبه های فیزیکی بلکه جنبه¬های روانی و اجتماعی زنان را نیز به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد تا جایی که زنان مبتلا را در معرض افسردگی و اضطراب قرار می‌دهد (21). زنان مبتلا در اثر نشت ادرار و دفع مدفوع در طول روز یا در حین رابطه جنسی، احساس ناپاکی و شرم می‌کنند، که این امر منجر به پیامدهایی منفی بر کیفیت زندگی و احساس زنانگی آنان می‌شود (22). به منظور پیشگیری و درمان اختلالات کف لگن، با وجود توصیه‌های اکید مبنی بر انجام فعالیت¬های ورزشی در دوره‌ی پس از زایمان، اثرات محافظتی آن، اثبات نشده است(23). همچنین مطالعات مروری نیز فیزیوتراپی را در بهبود علائم اختلالات کف لگن که مرتبط با دوران بارداری بوده، مؤثر دانسته‌است. در کل بیش از 20% زنان برای درمان اختلالات عملکرد مثانه و پرولاپس اعضای لگن نیازمند عمل جراحی می‌باشند(8). زنان اغلب به علت احساس خجالت و شرم از بیان علائم و هم‌چنین هزینه‌های درمانی بالا، به مراکز درمانی مراجعه نمی‌کنند. لذا از وظایف مراقبان سلامت در این رابطه، گرفتن شرح حال دقیق، غربالگری و ارزیابی بوسیله معاینات فیزیکی می‌باشد (19, 20). ارزیابی اختلالات کف لگن یک ارزیابی ذهنی است و درک زنان را از علائم بررسی می‌کند (21). پرسشنامه ها، ابزار مهمی جهت بررسی علائم مرتبط با اختلالات کف لگن هستند، از این جهت که هم علائم و کیفیت زندگی زنان دچار اختلالات کف لگن را ارزیابی می‌کنند و هم در درمان این اختلالات موثر می‌باشند (24). در حال حاضر، ابزارهای موجود جهت سنجش اختلالات کف لگن عبارتند از: ICIQ (International Consultation on Incontinence Questionnaire) که اولین نسخه این ابزار مربوط به بررسی اختلالات مثانه است و گزینه‌های مربوط به پرولاپس اعضای لگن و اختلالات کولورکتال در این ابزار در حال توسعه هستند، این ابزار بیشتر به‌منظور بررسی طیفی از اختلالات مثانه کاربرد دارد (25). همچنین ابزار دیگری که برای بررسی اختلالات کف لگن استفاده شده است، PDFI-20 (Pelvic Floor Distress Inventory‐20) است که اختلالات مربوط به کف لگن را در سه حوزه، اختلالات مثانه، کولورکتال و پرولاپس اعضای لگن را بررسی می‌کند (26, 27). ابزار دیگر، پرسشنامه استرالیایی کف لگن APFQ(Australian Pelvic Floor Questionnaire) است، که در استرالیا طراحی شده‌است و این پرسشنامه اختلال عملکرد مثانه، کولورکتال، پرولاپس اعضای لگن و اختلال عملکرد جنسی را مورد ارزیابی قرار می‌دهد، هم‌چنین برای بررسی کیفیت زندگی زنان دچار اختلال عملکرد کف لگن مورد استفاده قرارمی‌گیرد(28). پرسشنامه‌های ارزیابی کننده اختلالات کف لگن در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است و باید متناسب با همان جامعه استاندارد سازی شود(29)، از آنجایی‌که ابزار PDFI-20 یک ابزار معتبر ‌است که به صورت گسترده برای ارزیابی اختلالات کف لگن مورد استفاده قرار گرفته‌است(30)، و پرسشنامه APFQ، نیز همچنین ابزاری معتبر در زمینه بررسی اختلالات کف لگن و دارای مزایایی از قبیل پوشش‌دهی بالای موارد بررسی در اختلالات کف لگن، امکان تکمیل توسط خود فرد یا مصاحبه کننده، کاربرد آسان و قابلیت استفاده همزمان با سایر پرسشنامه‌ها می‌باشد (31). از این جهت که اختلالات کف لگن یکی از مشکلات شایع در زنان است که کیفیت زندگی و سلامت روانی و فیزیکی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد و اغلب زنان به علت احساس شرم از بیان علائم، مشکلات اقتصادی مرتبط در دستیابی به مراقبت‌های سلامتی به‌دنبال ارزیابی و درمان نمی‌روند، پرسشنامه ها و ابزارها بهترین روش بررسی زنان مبتلا به اختلالات کف لگن می‌باشند. از آنجاییکه تاکنون در ایران ابزاری جهت بررسی اختلالات کف لگن روانسنجی نشده‌است، بر آن شدیم تا مطالعه حاضر را با هدف بررسی فراوانی و عوامل خطر مرتبط با اختلالات کف لگن در زنان سنین باروری تحت پوشش مراکز سلامت تهران و همچنین تعیین روانسنجی پرسشنامه¬های استرالیایی کف لگن (APFQ) و دیسترس کف لگن (PDFI-20) انجام دهیم.
اهداف اختصاصی

هدف اختصاصی شماره 1: تعیین شاخص‌های مرکزی و پراکندگی نمره اختلالات کف لگن در زنان سنین باروری مراجعه‌کننده به مراکز سلامت شهر تبریز

-

هدف اختصاصی شماره 3: تعیین ارتباط مشخصات فردی-اجتماعی با  اختلالات کف لگن در زنان سنین باروری مراجعه کننده به مراکز سلامت شهر تبریز

-

تعیین روایی محتوایی و صوری پرسشنامه‌‌ دیسترس کف لگن (Pelvic Floor Distress Inventory‐20) PDFI-

-

تعیین پایایی بازآزمایی و همسانی درونی پرسشنامه‌‌ دیسترس کف لگن  (Pelvic Floor Distress Inventory‐20) PDFI-

-

تعیین روایی سازه پرسشنامه‌‌ دیسترس کف لگن (Pelvic Floor Distress Inventory‐20) تعیین روایی محتوایی و صوری پرسشنامه استرالیایی اختلالات کف لگن APFQ (Australian Pelvic Floor Questionnaire)

تعیین پایایی بازآزمایی و همسانی درونی پرسشنامه استرالیایی اختلالات کف لگن APFQ (Australian Pelvic Floor Questionnaire)  

تعیین روایی سازه پرسشنامه استرالیایی اختلالات کف لگنAPFQ (Australian Pelvic Floor Questionnaire) 

چکیده انگلیسی طرح The present study is a descriptive-analytical cross-sectional study in which the frequency of pelvic floor disorders and its socio-demographic determinants in non-pregnant women of reproductive age (15-49 years) referred to Tehran health centers will be investigated. After approving the design and scientific approval of the research design questionnaires, the necessary permission will be obtained from the ethics committee of the research vice chancellor of Tehran University of Medical Sciences. The target population of this project will be all non-pregnant women of reproductive age (15-49 years) who refer to health centers in Tehran (centers covered by Iran University of Medical Sciences) at the time of the project. Sampling will be cluster sampling. First, one quarter of the centers will be randomly selected using the website www.random.org, then the researcher will refer to selected centers and list the women of non-pregnant reproductive ages. Their phone number will be extracted from the Apple system, then women will be randomly selected from a relative list. Will make telephone calls to selected women and, during the same telephone call, will examine women for entry and exit criteria, and if they qualify for the study, provide information about the research, how it is conducted, and the confidentiality of the information. They are given the opportunity to participate in the study. If you agree, you will be asked to be at the health center at a certain time. In face-to-face consultation, the informed consent to participate in the research will be taken from the participant. Individuals will be asked to perform a U / A (Urine analysis) test 3 days in advance. People who do not have this test in the previous 3 days will be given a U / A. People who had the test, their test results are checked If the (White Blood Cell) WBC reported in the test was more than 3, the person is excluded from the study. Information will be collected by individuals by completing a questionnaire. If the participant was not able to complete the questionnaire (illiterate or low level of education) the questionnaire will be read and completed by the researcher. Data collection tools in this study are basic and demographic characteristics questionnaire, Pelvic Floor Distress Inventory PDFI-20 (Pelvic Floor Distress Inventory ‐ 20), Australian Pelvic Floor Questionnaire (APFQ).
کلمات کلیدی اختلالات کف لگن تعریف نظری: دربرگیرنده طیفی از اختلال عملکرد مثانه وکولورکتال، پرولاپس اعضای لگن و اختلال عملکرد جنسی می‌باشد (3). تعریف عملی: در این مطالعه برای سنجش اختلالات کف لگن از ابزار PDFI-20 (Pelvic Floor Distress Inventory‐20) و APFQ(Australian Pelvic Floor Questionnaire) استفاده خواهدشد. ابزار PDFI-20 دارای 20 سوال است در سه مقیاس تحت عنوان وجود دیسترس پرولاپس ارگان لگن (6 سوال)، دیسترس در کولورکتال- مقعد (8 سوال)، دیسترس ادراری (6 سوال) می‌باشد. مقیاس ها از نمرات 0 تا 4 براساس شدت علائم (0= نیست، 1= اصلا، 2= تا حدودی، 3= متوسط، 4= کمی زیاد) امتیاز داده می‌شوند. ابزار APFQ دارای 43 سوال است که در چهار حیطه تحت عنوان عملکرد مثانه (15 سوال)، عملکرد روده (12سوال)، نشانه‌های پرولاپس (5 سوال)، عملکرد جنسی (10 سوال) می‌باشد. اختلال عملکرد مثانه تعریف نظری: به عدم توانایی کنترل فرد در تخلیه ادرار گفته می‌شود. اختلال عملکرد مثانه با نشانه‌هایی از قبیل بی‌اختیاری استرسی، فوریتی، وضعیتی، شب ادراری، مداوم، نامحسوس، مقاربتی طبقه‌بندی می‌شود (4). تعریف عملی: با استفاده از ابزار PDFI-20 (Pelvic Floor Distress Inventory‐20) زیر مقیاس دیسترس ادراری و ابزار APFQ (Austtralian Pelvic Floor Questionnaire) زیر مقیاس عملکرد مثانه سنجیده خواهدشد. اختلال عملکرد کولورکتال تعریف نظری: به ناتوانی فرد در کنترل دفع مدفوع، که بیانگر بی‌اختیاری با هر نوع قوامی (نرم، طبیعی و سفت) می‌باشد. منجر به دفع بی‎اختیار مدفوع با قوام نرم، طبیعی و سفت تعریف می‌شود (35). تعریف عملی: با استفاده از ابزار PDFI-20 (Pelvic Floor Distress Inventory‐20) زیر مقیاس دیسترس در کولورکتال- مقعد و ابزار APFQ(Australian Pelvic Floor Questionnaire) زیر مقیاس عملکرد روده سنجیده خواهدشد. پرولاپس اعضای لگن تعریف نظری: به هرگونه انحراف ارگان‌های لگن از موقعیت طبیعی خود و نزول به داخل واژن یا از طریق واژن به بیرون تعریف می‌شود، که با علائم برآمدگی در واژن، احساس فشار در لگن، خونریزی، ترشح، عفونت، کمردرد همراه است. پرولاپس ارگان لگن به قسمت قدامی، میانی و خلفی تقسیم می‌شود، که قدامی سیستوسل (افتادگی مثانه)، میانی شامل پرولاپس رحم و کاف واژن و روده کوچک (انتروسل) و خلفی رکتوسل (رکتوم) است (4, 36). تعریف عملی: با استفاده از ابزار PDFI-20 (Pelvic Floor Distress Inventory‐20) زیر مقیاس وجود دیسترس پرولاپس ارگان لگن و ابزار APFQ(Australian Pelvic Floor Questionnaire) زیر مقیاس نشانه‌های پرولاپس سنجیده خواهدشد. اختلال عملکرد جنسی تعریف نظری: به عدم احساس لذت در طول رابطه جنسی که توسط زنان ابراز می‌شود (37). تعریف عملی: اختلال عملکرد جنسی در حیطه داشتن فعالیت جنسی، لیزشدن واژن، احساس لذت، شل بودن واژن، تنگ بودن واژن، درد حین مقاربت، نشت ادرار حین مقاربت، اذیت شدن حین رابطه جنسی، که توسط ابزار APFQ(Australian Pelvic Floor Questionnaire) با زیر مقیاس عملکرد جنسی که دارای 11 گزینه است، ارزیابی خواهد شد. عوامل خطر تعریف نظری: شرایطی هستند که فرد را مستعد ابتلا به مشکلات مرتبط با سلامتی یا ناخوشی‌ها می‌کنند (19). تعریف عملی: در این مطالعه عوامل خطر مرتبط با اختلالات کف لگن شامل مشخصات فردی-باروری (سن، سطح تحصیلات، درآمد، تعداد حاملگی، تعداد زایمان، تعداد زایمان واژینال، تعداد زایمان با اپی‌زیاتومی و بدون آن، وزن بزرگترین نوزاد متولد شده از طریق واژن، شاخص توده بدنی، سابقه بیماری ها (از جمله بیماری ریوی، دیابت، فشارخون)، سابقه هموروئید، داشتن یبوست، داشتن سابقه جراحی ژنیکولوژیک، سابقه خانوادگی اختلالات کف لگن در اقوام درجه یک شامل مادر و خواهر) است که از طریق پرسشنامه ارزیابی خواهد شد. تعيين کننده اجتماعي سلامت
ذینفعان نتایج طرح با توجه به عوارض اختلالات کف لگن و اثرات مختل کننده آن بر کیفیت زندگی زنان، تعیین میزان فراوانی و عوامل خطر مرتبط با آن نقش مهمی در ارائه راهکارهایی جهت پیشگیری و درمان به موقع اختلالات کف لگن ایفا خواهد کرد. انجام این بررسی کمک خواهد نمود که از عوامل خطر اختلالات کف لگن در جامعه ایرانی آگاه شویم و با قرار دادن این اطلاعات در اختیار برنامه¬ریزان و سیاستگذاران بتوانیم راهکارهایی جهت پیشگیری از این اختلالات بیندیشیم.

اطلاعات مجری و همکاران
hide/show

نام و نام‌خانوادگی سمت در طرح
مژگان میرغفوروندمجری اول (اصلی-هیات علمی)
سپیده مشایخ امیریهمکار اصلی
فاطمه رشیدیهمکار اصلی

اطلاعات تفضیلی
hide/show

حوزه خبر خبر
رسانه ها و مردم
عنوان خبر
متن خبر
متخصصان و پژوهشگران
عنوان خبر
اختلالات کف لگن در زنان شهر تبریز شایع بوده و سابقه زایمان واژینال و داشتن یبوست شانس اختلال کف لگن را افزایش داد.
متن خبر
اختلالات کف لگن از عمده ناخوشی‌های شایع در زنان است که پیامدهای منفی روی زندگی روزمره زنان به همراه دارد. از آنجا که شیوع کلی این اختلال در میان زنان ایرانی توسط ابزار مناسب گزارش نشده‌است، لذا این مطالعه با هدف تعیین شیوع اختلال کف لگن و عوامل خطر آن انجام شد. در کل 400 زن غیرباردار واقع در سنین باروری وارد این مطالعه مقطعی شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه استرالیایی کف لگن و پرسشنامه مشخصات فردی-اجتماعی و مامایی جمع‌آوری شدند. 66% زنان اختلال کف لگن داشتند. 47/8% اختلال عملکرد مثانه، 58/8% اختلال عملکرد مقعد، 13% پرولاپس ارگانهای لگن و 67/8% از زنان اختلال عملکرد جنسی داشتند. در زنان با سطح تحصیلات ابتدایی در مقایسه با زنان با سطح تحصیلات دانشگاهی و در زنانی که ورزش میکردند در مقایسه با زنانی که ورزش نمی کردند شانس اختلال کف لگن کمتر بود.
سیاستگذاران درمانی
عنوان خبر
متن خبر
سیاستگذاران پژوهشی
عنوان خبر
متن خبر
لینک (URL) مقاله انگلیسی مرتبط منتشر شده 1